شعر عاشقانه free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود.!!!

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم
میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این
زندگی من است (دکتر علی شریعتی)
نه ، من هرگز نمی نالم .
قرن ها نالیدن بس است .
می خواهم فریاد کنم .
اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .
خاموش مردن بهتر از نالیدن است .
((دکتر علی شریعتی))
من آن دیوانه ی آتش پرستم
دراین آتش خوشم تا زنده هستم
بزن آتش به عود استخوانم
که بوی عشق برخیزد زجانم...



هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
وسعت حيرانيم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من ديده بارانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه هاي بي کسي غربت پنهانيم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود لحظه ي پايانيم را حس نکرد


وقتی غروب باکوله بارخستگی ازراه میرـسد
بی اختیاراشک درچشمانم خانه میکند وترس
تمام وجودم را می گیـرد.تـرس ازاینکه شایـد
روزی رویای من این چنین آرام غروب کـــند

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

چه بگویم؟
از که بگویم؟!
دل را به کدام آرزویی نوید دهم؟
سردی دستهایم را به گرمای کدام خاطره بسپارم؟
چشمهایم را به پنجره کدام طلوع بگشایم
و به یاد کدامین ستاره به خواب شوم؟
زورق خیالم را به کدام ساحلی سوق دهم؟
دریا قطره قطره از من می گریزد!
چه غریب مانده ام٬سر بر این بالش تنهایی!
در سرزمینی که نه صداقت را بهایی است
و نه عشق را صفایی!
نه وفا دارند
نه وفا خواهند!
نیلوفران را سر بریده اند
گیسوانم را طنابی ساخته اند دور گردنم
نه حضور آفتابی
نه شیطنت ستاره ای!
کی می رسد گاه مردنم؟
گرفتار شفق٬غرق در خون٬تا ابد...
آب خواهم شد...

چه بگويم سخني نيست...
مي وزد از سر اميد نسيمي...
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من .
من خودم هستم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد .
من نه عاشق هستم نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افکار پليد .
من به دنبال نگاهي هستم که مرا از پس ديوانگي ام مي فهمد ..
عکس قلبی که کشیدم روی دیوار هنوز اونجاست
هنوز اون نقش قدیمی مثل من یکه و تنهاست
کاشکی می شد نقش یک دل جفت اون دل می کشیدی
کاشکی از این در و دیوار غصه هامو می شنیدی